و شنوايى ايشان بحدّى بودى كه اگر بمسافت پنج فرسنگى دو كس سخنى گفتندى با آهسته ، ايشان بشنيدندى . و بينايى ايشان تا حدّى بود كه اگر بنيم شبى تاريك در اندرون سه خانه كه پس يك ديگر بودى قدحى شير تايى موى در سر آن افتاده بودى بديدندى .
و بدين قوة و بينايى و شنوايى قومى بودند و حق تعالى ايشان را در دنيا اين بداده بود ، و به آن زمين خويش بناهاى بلند و فراخ و بزرگ بكردندى و اين آنست كه خداى عزّ و جلّ گفت :
إِرَمَ ذاتِ الْعِمادِ . الَّتِي لَمْ يُخْلَقْ مِثْلُها فِي الْبِلادِ .
« 1 » و امروز هر كجا بناى بلند و بزرگ كرده باشند گويند كه اين بنا عاديانى است .
و اين عماد « 2 » ستونها باشد و بالاى ايشان هم چنان كه « 3 » ستون ستون بود و معنى اين الّتى اين جا اين قبيله را همى خواهد . و جاى ديگر گفت جلّ جلاله بسورة الحاقّة :
كَأَنَّهُمْ أَعْجازُ نَخْلٍ خاوِيَةٍ .
« 4 » گفتا به آن وقت كه ايشان را هلاك كرديم همه اوفتاده بودند همچون درختهاى خرماى بلند كه اوفتاده باشد . « 5 » و ايشان بخداى عزّ و جلّ كافر شده بودند . پس حق تعالى هود را عليه السّلم بنزد ايشان فرستاد .
و هود پيغامبر عليه السّلم پسر عمّ ايشان بود و از فرزندان سام بن نوح عليه السّلم بود ، و خداى عزّ و جلّ هود عليه السّلم را برادر ايشان خواند ، و او از جهت قرابتى برادر ايشان بود نه از جهت دين ، كه ايشان كافران
هامش
( 1 ) الفجر 7 - 6
( 2 ) و امروز هر كجا بناى بزرگ بينى آن را عادى خوانند و عماد . ( آ . بو . صو )
( 3 ) ايشان چند . ( آ . بو . صو )
( 4 ) الحاقة 7
( 5 ) چنانك بنهاى درخت خرما كه افتاده بود . ( بو ) - كه درختان خرما . ( آ )