تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1186

مساهمون:

ص١١٨٦
هر گاه كه اين ابر برآمدى باران ازو نباريدى ، و ابر سپيد همه روز مىباشد و باران ازو نمىبارد ، و لكن اين ابر سياه بىگمان بىباران نباشد . پس قيل آواز داد و گفتا من اين ابر سياه خواهم . آواز آمد كه اين ابر سياه پيش گروه تو رفت ، اكنون تو باز گرد . « 1 » و قيل بازگشت و چنان دانست كه آن ابر باران دارد و خداى آسمان قربان او پذيرفت ، و حاجت او روا گردانيد ، و باران شان فرستاد . خود ندانست كه آن ابر عذاب دارد و همه‌شان را هلاك خواهد كرد . و خداى عزّ و جلّ فريشتگان عذاب را با آن ابر بفرستاد پيش آن قوم عاديان . و ابن قيل باز آمد و احوال با ياران خويش بگفت كه من رفتم و چه كردم . پس آن ابر سياه با فريشتگان عذاب رفت تا سوى آن قوم عاديان ، و از پيش ابر بادى سخت برفت . و ايشان چون باد ديدند گفتند نيك كه « 2 » باد آمد و از پس باد ابر آيد ، و چون بنگرستند آن ابر ديدند كه مىرفت ، و گفتند خه كه ابر نيز آمد و چون ابر آيد لا بد باران بباراند . و ايشان نشاط و خرّمى همى كردند چنان كه خداى عزّ و جلّ گفت :
فَلَمَّا رَأَوْهُ عارِضاً مُسْتَقْبِلَ أَوْدِيَتِهِمْ ، قالُوا هذا عارِضٌ مُمْطِرُنا ، بَلْ هُوَ مَا اسْتَعْجَلْتُمْ بِهِ رِيحٌ فِيها عَذابٌ أَلِيمٌ
. « 3 » و هود عليه السّلم مىدانست كه آن عذاب است كه خداى عزّ و جلّ او را آگاه كرده بود . پس هود عليه السّلم ايشان را گفت كه آن ابر كه چنان بشتاب همى آيد آن عذابى است كه شما را مىآيد و شما مىپنداريد كه آن رحمت است و باران خواهد بارانيد .
هامش
( 1 ) آواز آمد كه بازگرد . ( بو ) - آواز آمد كه بوقت باز گرد . ( آ ) ( 2 ) گفتند هان هان . ( آ . بو ) ( 3 ) الاحقاف 24 .
ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1186 | محمد بن جرير الطبري / حبيب يغمائى