186 - و نيستى تو مگر مردمى مانند ما ، و همى پنداريم ترا از دروغ زنان « 1 »
187 - بيوكن بر ما پارهاى از آسمان اگر هستى از راست گويان
188 - گفت شعيب عليه السّلم كه : خداوند من داناتر است بدانچه همى كنيد
189 - بدروغ زن داشتند او را ، بگرفت ايشان را عذاب روز سايه ، و آن كه آن بود « 2 » عذاب روز بزرگ
190 - حقّا كه اندران عبرت و حجّت است ، « 3 » و نه بودند بيشتر ايشان گرويدگان
191 - و حقّا كه خداوند تو اوست بىهمتا و مهربان
192 - و اين قرآن فرستادهء « 4 » خداوند جهانيانست
193 - فرو آمد بدان « 5 » جبريل عليه السّلم استوار
194 - بر دل تو تا بباشى از بيم كنندگان
195 - بزبانى تازى هويدا « 6 »
196 - و اين قرآن اندر كتابهاى پيشينگان است « 7 »
197 - همى نه باشد ايشان را نشانى كه همه دانند اين علما ان فرزندان يعقوب ؟ « 8 »
198 - و اگر بفرستادمى اين بر گروه اعجميان « 9 »
هامش
( 1 ) و ما همى گمان بريم كتو از دروغ زنانى . ( آ )
( 2 ) روز سايه كه آن بود .
( بو ) - روز ميانه [ ظ : سايه ] كه آن بود . ( آ )
( 3 ) نشانى است و پندى . ( آ . بو )
( 4 ) و اين نبى فرو فرستاده . ( بو ) - و اين قرآن فرو فرستادهء . ( آ )
( 5 ) فرود آورد آن را . ( بو . آ )
( 6 ) هويدا كننده . ( آ ) - پيدا . ( بو )
( 7 ) و اين اندر نامهاى گذشتگانست . ( آ )
( 8 ) يا نه بود مر ايشان را درستى و حجتى كه بدانستى آن را دانشمندان پسران يعقوب . ( بو )
( 9 ) و اگر فرو فرستاديمى بر بهرهاى از عجميان .
( بو . آ )