تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1167

مساهمون:

ص١١٦٧
95 - و لشكران ابليس را جمله 96 - گفتند - و ايشان اندران جا خصومت همى كنند - : « 1 » 97 - بخداى كه بوديم ما اندر گم راهى هويدا « 2 » 98 - كه « 3 » برابر كرديم شما را به خداوند جهانيان 99 - و نه بىراه كرد ما را مگر كافران 100 - نيست ما را هيچ شفاعت كنندگان « 4 » 101 - و نه دوستى راست گوى نزديك « 5 » 102 - و اگر باشد ما را بازگشتن باشيم از گرويدگان ! « 6 » 103 - كه هست اندران حجّت و عبرت ، « 7 » و نه بودند بيشترشان از مؤمنان 104 - و حقّا كه خداوند تو اوست بىهمتا و مهربان 105 - بدروغ داشتند گروه نوح پيغامبران را 106 - كه گفت ايشان را برادر ايشان نوح : چرا نه پرهيزيد « 8 » 107 - كه من هستم شما را پيغامبرى امين « 9 » 108 - بپرهيزيد از خداى عزّ و جلّ و فرمان بردارى كنيد مرا 109 - و نه خواهم از شما بر آن هيچ مزدى كه نيست مزد من مگر بر خداوند جهانيان 110 - بپرهيزيد از خداى عزّ و جلّ و فرمان بريد مرا
هامش
( 1 ) گويند و ايشان اندر انجا پيكار همى كنند . ( بو . آ ) ( 2 ) گم بودگى پيدا . ( بو ) ( 3 ) چون . ( بو . آ ) ( 4 ) خواهشگران . ( بو ) - خواهشگرى . ( آ ) ( 5 ) مهربان . ( آ . بو ) - دوست . ( صو ) حميم . ( 6 ) اگر ما را بازگشتى بودى ببوديمى از گروندگان . ( بو ) ( 7 ) نشانى . ( آ . بو ) ( 8 ) برادر ايشان يعنى هم شهرى ايشان نوح چرا همى نه ترسيد . ( بو ) ( 9 ) كه من شما را پيغامبرىام استوار . ( آ ) - . . . پيغامبرى بىجنايت . ( بو )