95 - و لشكران ابليس را جمله
96 - گفتند - و ايشان اندران جا خصومت همى كنند - : « 1 »
97 - بخداى كه بوديم ما اندر گم راهى هويدا « 2 »
98 - كه « 3 » برابر كرديم شما را به خداوند جهانيان
99 - و نه بىراه كرد ما را مگر كافران
100 - نيست ما را هيچ شفاعت كنندگان « 4 »
101 - و نه دوستى راست گوى نزديك « 5 »
102 - و اگر باشد ما را بازگشتن باشيم از گرويدگان ! « 6 »
103 - كه هست اندران حجّت و عبرت ، « 7 » و نه بودند بيشترشان از مؤمنان
104 - و حقّا كه خداوند تو اوست بىهمتا و مهربان
105 - بدروغ داشتند گروه نوح پيغامبران را
106 - كه گفت ايشان را برادر ايشان نوح : چرا نه پرهيزيد « 8 »
107 - كه من هستم شما را پيغامبرى امين « 9 »
108 - بپرهيزيد از خداى عزّ و جلّ و فرمان بردارى كنيد مرا
109 - و نه خواهم از شما بر آن هيچ مزدى كه نيست مزد من مگر بر خداوند جهانيان
110 - بپرهيزيد از خداى عزّ و جلّ و فرمان بريد مرا
هامش
( 1 ) گويند و ايشان اندر انجا پيكار همى كنند . ( بو . آ )
( 2 ) گم بودگى پيدا .
( بو )
( 3 ) چون . ( بو . آ )
( 4 ) خواهشگران . ( بو ) - خواهشگرى . ( آ )
( 5 ) مهربان . ( آ . بو ) - دوست . ( صو ) حميم .
( 6 ) اگر ما را بازگشتى بودى ببوديمى از گروندگان . ( بو )
( 7 ) نشانى . ( آ . بو )
( 8 ) برادر ايشان يعنى هم شهرى ايشان نوح چرا همى نه ترسيد . ( بو )
( 9 ) كه من شما را پيغامبرىام استوار . ( آ ) - . . . پيغامبرى بىجنايت . ( بو )