تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
خدا را بشنود بدون آنكه كلام خدا به مقام بشريّت محدود تنزّل كند فانى و هلاك مىشود كه كلام خدا مانند خورشيد و بشريّت مانند سايه است .
[ إِلَّا وَحْياً ]
لفظ وحى در لغت به معنى اشاره و نوشتن و نوشته و رسالت و الهام و كلام خفى و به معناى هر چيزى است كه به غير خودت القا كنى ، ليكن مقصود در اينجا اعمّ از الهام و كتابت و رسالت است ، كتابت يعنى نوشتن در الواح غيبى و مقصود از رسالت رسالت ملايكه مانند جبرئيل است .
[ أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ ]
سخن گفتن خدا از پشت حجاب مانند سخن گفتن او با موسى از درخت و مانند سخن گفتن او با محمد صلّى اللّه عليه و آله در شب معراج : از پشت حجاب و ستر مىباشد .
[ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا ]
مگر آنكه رسولى از جنس بشر بفرستد .
[ فَيُوحِيَ ]
آن رسول بشرى
[ بِإِذْنِهِ ]
با اذن خدا با ساير به شكر تكلّم كند و سخن گويد ، سخن او آن چنان باشد كه باطن آن خفى و پنهان و ظاهر آن آشكار و واضح باشد ، چه كلام آن رسول بشرى چون نايب خداى تعالى و مظهر اوست كلام خداى تعالى است . و طبق آنچه كه در اخبار فراوان وارد شده مبنى بر اينكه حديث انبيا و ائمّه عليهم السّلام بسيار سخت و دشوار و سرّ پوشيده شده است كلام آنها داراى بطن‌ها خفى است كه در نهايت خفاست ، داراى ظاهرى آشكار در نهايت ظهور و آشكارى است . و لفظ « يرسل » و « يوحى » با نصب خوانده شده تا عطف بر كلمه‌ى « وحيا » باشد . بدين گونه كه آن را تميز يا مفعول مطلق قرار دهيم بدون آنكه از
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 92 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى