[ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ ]
اين نهايت بزرگداشت و بزرگ شمردن عفو است ، چه اجر و پاداشت عفو و بخشش را به غير خودش واگذار نكرده است .
[ إِنَّهُ لا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ ]
اين جمله جواب سؤال مقدّر است ، گويا كه گفته شده ، آيا خداوند ظالم و ستمگر را دوست دارد كه امر به عفو از او مىكند ؟
پس فرمود : خداوند ظالمين را دوست ندارد ، ترغيب به عفو و بخشش به خاطر دوست داشتن ظالمين نيست ، بلكه از جهت دوست داشتن مؤمنين است كه در معرض ثواب جزيل قرار بگيرند ، يا اين جمله تعليل قول خدا « ينتصرون » يا تعليل قول خدا :
جَزاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ
يا تعليل قول خدا :
فَمَنْ عَفا وَ أَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ
مىباشد .
يعنى تعليل ترغيب بر عفو كه از اين جمله استفاده مىشود ، گويا كه فرموده است : انتقام نسبت به قوّهى عاقله كه شأن آن عفوست نوعى ظلم مىباشد ، كه شأن قوّهى عاقله شأن خداى بخشندهى مهربان است .
[ وَ لَمَنِ انْتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِ ]
اين جمله عطف است ، در آن رفع اين توهّم است كه شايد پنداشته شود آن كس كه مظلوم واقع شده و يارى طلب مىكند ، ظالم و ستمگر است و استحقاق مؤاخذهى دنيوى و عقوبت اخروى دارد ، لذا مىفرمايد :
[ فَأُولئِكَ ما عَلَيْهِمْ مِنْ سَبِيلٍ ]
بر آنان هيچ مؤاخذهاى نيست ، نه در دنيا و نه در آخرت .
[ إِنَّمَا السَّبِيلُ عَلَى الَّذِينَ ]
مؤاخذهى دنيوى و عقوبت اخروى تنها بر كسانى است كه :