[ فَلَوْ لا تُصَدِّقُونَ ]
پس چرا مخلوق بودن خويش را تصديق نمىكنيد تا در نتيجه تصديق به خالق خويش بكنيد ، يا چرا به بعث و برانگيخته شدنتان تصديق نمىكنيد پس از آنكه اقرار به آفرينش ابتدايى خود نموديد و بعث و زنده شدن دوباره در نظر شما آسانتر از آفرينش ابتدايى است .
[ أَ فَرَأَيْتُمْ ما تُمْنُونَ ]
آيا كه نخست شما نطفهاى بوديد .
اين جمله جواب شرط مقدّر است ، يعنى اگر ما شما را نيافريدهايم پس بگوييد چه كسى شما را از حالت نطفه بيرون آورد .
[ أَ أَنْتُمْ تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخالِقُونَ ]
آيا شما آن نطفه را به صورت فرزند انسان آفريديد يا ما آفريديم .
و ممكن است لفظ « فاء » در « فرأيتم » براى سببيّت باشد ، لفظ « همزه » نيز بايد مؤخّر مىشد كه مقدّم شده است و تقدير آيه در معنا چنين است : ما آفريديم و خلق كرديم بدان سبب كه در جواب اين سؤال كه آيا شما نطفه را خلق مىكنيد يا ما گفته شود : از خلق نطفه بما خبر بدهيد ، آن وقت شما جوابى نداريد جز آنكه بگوييد : خداوند خالق و آفريننده است .
بنابراين پس چرا به خالق بودن ما تصديق نمىكنيد ؟
[ نَحْنُ قَدَّرْنا بَيْنَكُمُ الْمَوْتَ ]
لفظ « قدّرنا » با تخفيف و تشديد خوانده شده يعنى ما بين شما مرگ را مقدّر نموديم ، نه غير ما .
[ وَ ما نَحْنُ بِمَسْبُوقِينَ ]
و ما مغلوب و ناتوان نيستيم .
[ عَلى أَنْ نُبَدِّلَ أَمْثالَكُمْ وَ نُنْشِئَكُمْ فِي ما لا تَعْلَمُونَ ]
شما را در عالمى انشا و ايجاد مىكنيم كه شما آن را نمىدانيد ، يعنى كار