و شما نشئه اولى و عالم دنيا را دانستيد و فهميديد كه بودن شما در دنيا و اتّصال شما به آخرت در خواب كه برادر مرگ است و مشاهدهى شما عالم مثال را يك بار يا دو بار ، آزاد شدن از قبرهايتان كه پيمودن زمان و مكان با وجود آن قبرها براى شما مشكل است .
پيمودن زمان و ديدن آنچه كه در آينده واقع مىشود ، پيمودن مكان و شاهد ، حوادثى كه در مكانهاى دو رخ مىدهد همهى اين علامتها بايد موجب تذكّر و ياد آورى باشد و متذكّر اين معنا بشويد كه مرگ اگر در اين مورد شديدتر و بالاتر از خواب نباشد پائينتر و كمتر از آن نيست ، پس بايد به اين آزاد شدن و مردن و رها شدن از قيدها مشتاق باشيد ، تا زمان و مكان را طىّ كنيد و مشاهده كنيد آنچه را كه در آينده رخ مىدهد ، و آنچه را كه در مكان و شهر تو نيست .
از امام سجّاد عليه السّلام آمده است : تعجّب و همه تعجّب از كسى است كه نشئه اولى و عالم دنيا را مىبيند و نشئهى آخرت را انكار مىكند .
[ أَ فَرَأَيْتُمْ ما تَحْرُثُونَ أَ أَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ ]
آيا شما كشت را مىرويانيد و آن را به حدّ دانه و درو مىرسانيد ؟ يا ما اين كار را انجام مىدهيم ؟ شما نمىتوانيد بگوييد روياندن و به مقام بارورى و درو رسانيدن كار بشر است ، چون
[ لَوْ نَشاءُ لَجَعَلْناهُ حُطاماً ]
اگر ما بخواهيم آن را خشك و هيزم مىكنيم كه لايق سوزاندن باشد .
[ فَظَلْتُمْ تَفَكَّهُونَ ]
« فكّههم بملح الكلام » يعنى با ظرافت و شيرينكارى سخن گفت ، يعنى شما با همديگر بر سبيل استهزا سخنان ظريف و شيرين مىگوييد .