بهترين درختهاست .
و اين دو درخت را بدان جهت ذكر كرد كه آن دو درخت را عرب مىشناسند و نفع و بهرهمندى عرب از آن دو درخت مىباشند .
[ وَ ظِلٍّ مَمْدُودٍ ]
سايهاى كه قطع نمىشود ( در سايه بلند درختان ) .
[ وَ ماءٍ مَسْكُوبٍ ]
آب ريخته شده يعنى آب هميشه جارى .
[ وَ فاكِهَةٍ كَثِيرَةٍ ]
و چون بهشتهاى سابقين داراى شرافت است آنجا فرمود :
فاكِهَةٍ مِمَّا يَتَخَيَّرُونَ
.
[ لا مَقْطُوعَةٍ وَ لا مَمْنُوعَةٍ وَ فُرُشٍ مَرْفُوعَةٍ ]
فرشهاى بلند ، يا بعضى از آنها روى بعضى انداخته شده .
مقصود از فرش زنان مىباشند ، يعنى زنان بلند و لذا در دنبالهى آن فرمود :
[ إِنَّا أَنْشَأْناهُنَّ إِنْشاءً ]
زنانى كه به طرز عجيب آفريديم يعنى آنان را به صورت جوانى زيبا و باطراوت در آورديم پس از آنكه پير و بدقيافه شده بودند .
يا مقصود اين است كه ما حور العين را خلق كرديم بدون آنكه حالات مختلفى بر آنها عارض شود ، بلكه آنها را به صورت بالغ و باطراوت خلق كرديم .
[ فَجَعَلْناهُنَّ أَبْكاراً ]
هميشه آن زنان را باكره گردانيدهايم .
[ عُرُباً ]
لفظ « عرب » جمع « عروب » به معناى زنى است كه همسرش را دوست داشته باشد ، يا عاشق او باشد ، يا او را دوست داشته و اين معنا را اظهار نمايد ، يا مقصود زنى است كه بسيار نخندد .