« من معين » وصف « أكواب » و « أباريق » و « كأس » هر سه مىباشد ، يا وصف اخير است .
و لفظ « كأس » ظرفى است كه در آن شراب نوشيده مىشود ، يا نام ظرف شراب است مادامىكه شراب در آن باشد و لفظ « كأس » مؤنّث و مهموز است و به معناى خود شراب نيز آمده است ، ممكن است مقصود در اينجا ظرف و شراب باشد .
[ لا يُصَدَّعُونَ عَنْها ]
از آن جامها شراب سر درد و صداع نمىگيرند همانطور كه از شراب دنيا چنين مىشوند .
[ وَ لا يُنْزِفُونَ ]
لفظ « نزف » بر وزن « عنى » يعنى عقل او رفت ، و « نزف البئر » يعنى آب چاه را كشيد .
يا آب چاه خشك شد و لفظ « نزف » لازم و متعدّى است ، ( نزفت عبرته ) يعنى اشك چشم او تمام شد ، و لفظ « ينزفون » به صورت معلوم و مجهول خوانده شده .
[ وَ فاكِهَةٍ ]
با ميوه دور آنان طواف مىكنند .
[ مِمَّا يَتَخَيَّرُونَ وَ لَحْمِ
« 1 »
طَيْرٍ مِمَّا يَشْتَهُونَ ]
و ميوه خوشى برگزينند و گوشت مرغان هر غذا كه مايل باشند .
[ وَ حُورٌ عِينٌ ]
و لفظ « حور » با جرّ خوانده شده تا عطف بر « أكواب » باشد ، و با رفع خوانده شده تا عطف بر « ولدان » باشد و با نصب خوانده شده تا مفعول فعل محذوف باشد .
هامش
( 1 ) قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله : اللّحم سيّد الطعام فى الدّنيا و الآخرة . گوشت آقاى غذاها در دنيا و آخرت است .
نور الثّقلين ج 5 ص 212