[ وَ قَلِيلٌ مِنَ الْآخِرِينَ ]
« 1 » و عدّه قليلى از متأخّران
[ عَلى سُرُرٍ مَوْضُونَةٍ ]
آنان در بهشت بر سريرهايى از زربفت مرصّع تكيه زنند .
( و ضن الشيء ) يعنى آن را تكرار و دو تا كرد و مضاعف نمود ، يا آن را بافت .
[ مُتَّكِئِينَ عَلَيْها مُتَقابِلِينَ ]
به آن تختها تكيه مىدهند در حالى كه روبروى هم هستند ، كه راحتى در تكيه دادن است ، و بهترين نشستنها متقابل و روبروى هم بودن است .
[ يَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدانٌ ]
غلامانى بر آنها طواف مىكنند ، چه آنها لطيفتر و باصفاتر از ساير خدمتكاران هستند .
[ مُخَلَّدُونَ ]
دائما آنجا هستند و از بهشتها هيچ وقت خارج نمىشوند ، يا از آن جهت كه غلامان هستند از غلام بودن خارج نمىشوند ، يعنى طول مدّت و مرور زمان حالت آنها را تغيير نمىدهد و مانند فرزندان دنيا هستند كه مرور زمان صفاء و طراوت آنها را عوض كند ، يا مقصود غلامان گوشوارهدارست ، چه لفظ « خلد » به معناى گوشواره نيز آمده است .
[ بِأَكْوابٍ وَ أَبارِيقَ ]
كوزهها و مشربهها لفظ « كوب » با ضمّه كوزهى بىدسته يا بىلوله است .
و لفظ « ابريق » معرّب « آبريز » به معناى كوزهاى است كه داراى دسته و لوله مىباشد .
[ وَ كَأْسٍ مِنْ مَعِينٍ ]
و جامهاى پر از شراب جارى و روان ، لفظ
هامش
( 1 ) امام صادق عليه السّلام : على بن أبي طالب است . نور الثقلين ج 5 ص 212