يا مقصود اين است كه از گناه گناهكار هيچ انس و جنّى جز خود شخص گناهكار پرسيده نمىشود ، كه در اين صورت ضمير « ذنب » به خود مذنب و گناهكار بر مىگردد كه با ملازمه استفاده مىشود نه به انس و جان .
يا مقصود اين است كه انس و جان در روز قيامت از گناه سؤال نمىكنند در صورتى كه از شيعيان على عليه السّلام باشد .
چنانچه در خبر از امام رضا عليه السّلام آمده است و امّا غير شيعيان پس مورد سؤال قرار مىگيرند .
يا مقصود اين است كه از گناه او سؤال نمىشود به صورت سؤال استفهام ، چون احتياج به سؤال نيست ، زيرا مجرم و گناهكار را از سيما مىشود شناخت به قرينه قول خدا :
يُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِيماهُمْ
[ فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ يُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِيماهُمْ ]
بنا بر وجه اخير در
« لا يُسْئَلُ عَنْ ذَنْبِهِ »
اين جمله تعليل آن مىباشد و بنا بر ساير وجوه جمله استيناف است .
و مقصود از سيما علامتى است كه در گناهكاران پديد مىآيد از قبيل سياهى صورت و زردى چشم ، يا مقصود تنگى و ذلّت و خوارى است كه آنها را احاطه مىكند .
[ فَيُؤْخَذُ بِالنَّواصِي وَ الْأَقْدامِ ]
شعلهى آتش آنها را فرا مىگيرد و از پيشانى و پاهايشان با زنجير بسته و گرفته مىشوند و به سوى آتش كشيده مىشوند . « 1 »
هامش
( 1 ) تفسير على بن ابراهيم قمى