در عالم كبير منشق شود .
[ فَكانَتْ وَرْدَةً ]
مانند نور گياه در شكوفه شدن و جدا شدن ميوه از آن ، و محتاج نشدن ميوه به آن ، يا مقصود قرمز و زرد و سفيد است ، يعنى آسمان هنگام منشق شدن به رنگهاى مختلف مانند رنگ نور مىشود ، يا مانند رنگ اسبى كه به رنگ سرخ و سفيد باشد ، چه لفظ « وردة » مفرد « ورد » است ، و آن عبارت از نور هر درخت است ، و غلبه در گل سرخ دارد ، و به معنى اسب سفيد و سرخ و زعفران نيز مىباشد .
[ كَالدِّهانِ ]
لفظ « الدّهان » جمع « دهن » به معناى روغن است ، يا به معناى نانخورش سرخ است ، يا به معناى تهنشين از روغن است ، چه هرگاه قسمتى از روغن روى قسمت ديگر ريخته شود رنگهاى آن مختلف مىشود و دود روغن نيز به چند رنگ در مىآيد .
[ فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ ]
الا اى جنّ و انس كدامين نعمتهاى خدايتان را انكار مىكنيد .
جواب لفظ « اذا » يا قول خدا : «
[ فَكانَتْ وَرْدَةً »
است ، يا قول خدا :
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما
يا قول خدا :
[ فَيَوْمَئِذٍ لا يُسْئَلُ ]
يا قول خدا :
يُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ
مىباشد .
[ عَنْ ذَنْبِهِ إِنْسٌ وَ لا جَانٌّ ]
در آن روز كه آسمان منشق مىشود از گناه انس و جنّ سؤال نمىشود ، چون آنقدر در وحشت ، حيرت ، ترس ، اضطراب و سرگردانى قرار مىگيرد كه ديگر جاى سؤال و وقت سؤال باقى نمىماند .
و سؤال به قيامت كبرى محوّل مىشود .