مىاندازند و ناگهان مىبينند كه هفت دور از ملايكه آنها را احاطه كرده است .
[ فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ يُرْسَلُ عَلَيْكُما شُواظٌ مِنْ نارٍ ]
اى جنّ و انس كدامين نعمتهاى خدايتان را انكار مىكنيد خدا بر سر شما شرارههاى آتش و مس گداخته فرود آرد .
لفظ « شواظ » مانند « غراب » و « كتاب » كه به هر دو صورت خوانده شده شعلهى آتشى است كه دود ندارد ، يا دود آتش و حرارت آن است ، يا گرماى آفتاب است و به معناى صيحه زدن و شدّت تشنگى نيز آمده است .
[ وَ نُحاسٌ ]
لفظ « نحاس » با هر سه حركت فتح و ضم و كسر صحيح است و به معناى روى آب شده يا مطلق روى است .
و نيز اطلاق مىشود بر آنچه كه از روى يا آهن هنگام كوبيدن مىريزد .
برخى گفتهاند : مقصود دود است ؛ بعضى گفتهاند منظور آهن گداخته است و لفظ « نحاس » با رفع و جرّ خوانده شده است .
[ فَلا تَنْتَصِرانِ فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ فَإِذَا انْشَقَّتِ السَّماءُ ]
الا اى جنّ و انس كدامين نعمتهاى خدايتان را انكار مىكنيد تا هيچ نصرتى و نجاتى نيابيد .
يعنى آنگاه كه آسمان در عالم صغير منشق شود ، چون در حال احتضار آسمان روح حيوانى منشق مىشود ، روح انسانى از آن جدا مىگردد و هرگاه آسمان دنيا در عالم صغير منشق گردد آسمان دنيا در عالم كبير منشق مىشود و البتّه اين معنا در نظر كسى است كه آسمان او