ميوههاى غريب و ناشناخته .
و مقصود آن چيزى است كه نصيب و قسمت قوّه علّامه و آنچه كه نصيب قوّه عمّاله است .
چه ميوههاى دنيا طورى است كه قوّه باصره از آن لذّت مىبرد همانطور كه ذائقه از آن لذّت مىبرد ، ولى در بهشت هر دو كيفيّت به سبب محلّ آن دو فرق مىكنند .
يا مقصود آن صنفى است كه براى مقام تقدّر انسان اندازهگيرى شده و صنف مجرّد كه براى مقام تجرّد انسان در نظر گرفته شده است .
[ فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ مُتَّكِئِينَ ]
الا اى جنّ و انس كدامين نعمتهاى خدايتان را انكار مىكنيد .
اين جمله حال است از
« لِمَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ »
[ عَلى فُرُشٍ بَطائِنُها ]
لفظ « بطائن » جمع « بطانه » به معناى باطن است .
[ مِنْ إِسْتَبْرَقٍ ]
لباس حرير .
[ وَ جَنَى الْجَنَّتَيْنِ دانٍ ]
ميوههاى رسيده كه نزديك به كسانى باشند كه از آنها مىخورند به نحوى كه ايستاده و نشسته و خوابيده دسترسى به آن ميوهها داشته باشند .
[ فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ فِيهِنَّ ]
الا اى جنّ و انس كدامين نعمتهاى خدايتان را انكار مىكنيد ؛ يعنى در بهشت .
[ قاصِراتُ الطَّرْفِ ]
چشم بر همسران خود دارند ، يا چشمها از نگاه كردن به آنها كوتاه مىآيند ، چون آنها خيلى درخشندگى دارند .
[ لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنْسٌ قَبْلَهُمْ وَ لا جَانٌّ ]
دست هيچ كسى پيش از