فارغ ندارد كه به حساب خلائق و جزاى آنها به ثواب و عقاب رسيدگى كند ، پس خداى تعالى اين توهّم را رد كرد بدين گونه كه اين شأنها تنها بر حسب مراتب كثرتهاست و
سَنَفْرُغُ
يعنى ما در قيامت با شأن توحيد ظاهر مىشويم كه در آن شأن جز رسيدگى به حساب خلائق و رسيدگى به پاداش و جزاء آنها شأن ديگرى نيست .
[ فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ يا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ ]
الا اى جنّ و انس كدامين نعمتهاى خدايتان را انكار مىكنيد . اى گروه جنّ و انس .
اين جمله حال از فاعل
سَنَفْرُغُ
يا از مفعول آن بتقدير قول است ، يعنى در حالى كه به آنها مىگوييم يا به آنها گفته مىشود ، يا جمله مستأنف و جواب سؤال مقدّر به تقدير قول است مانند وجه سابق ، گويا كه گفته شده هنگام فراغ به آنها چه گفته مىشود ؟ يا ندا از جانب خدا براى جنّ و انس است بدون تقدير قول ، و خطاب بر آنان در دنيا است .
[ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَنْفُذُوا مِنْ أَقْطارِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ]
اگر توانستيد از ملك خدا خارج شويد اين كار را انجام دهيد ، يعنى اگر توانستيد در اقطار آسمانها و زمين و زير آنها نفوذ كنيد ، در حالى كه مىخواهيد از خدا فرار كنيد ، يا از ملايكه خدا فرار نماييد ، يا از ملك خدا خارج شويد ، فرار كنيد .
[ فَانْفُذُوا ]
اين كار را انجام دهيد ، اين امر براى ناتوان نشان دادن مخاطب در نهايت حدّش مىباشد .
[ لا تَنْفُذُونَ إِلَّا بِسُلْطانٍ ]
نمىتوانيد نفوذ كنيد مگر با سلطان و تسلّطى كه از جانب خدا به شما داده شود ، سلطان از جانب خدا عبارت