مرتبهى آنان وجود نخواهد داشت و پس از مرتبهى آنان ديگر خروج از زمان است « 1 » .
و خروج از زمان همان قيام نزد خداى تعالى است . پس قيامت نسبت به امّت محمّد صلّى اللّه عليه و آله نزديك مىشود و لذا از نبى صلّى اللّه عليه و آله وارد شده : من و قيامت مانند اين دو انگشت مبعوث شدهايم و او صلّى اللّه عليه و آله آخر زمان بود و با وجود او قيامت و محشر شد .
چنانچه مولوى گفته :
پس محمّد صلّى اللّه عليه و آله صد قيامت بود نقد * زان كه حل شد در فنايش حلّ و عقد
زادهى ثانى است احمد در جهان * صد قيامت بود او اندر عيان
زو قيامت را همىپرسيدهاند * كاى قيامت تا قيامت راه چند
باز به آن حال مىگفتى بسى * كه ز محشر حشر را پرسد كسى !
پس قيامت شو قيامت را ببين * ديدن هر چيز را شرط است اين
[ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ ]
لفظ « قمر » نام ستارهاى است كه نور را از غير
هامش
( 1 ) رستاخيز نزديك است و ماه باز شكافت ؛ لطيفه : در شكافتن ماه اشارتى است و مؤمنان را بشارتى همان گونه كه ماه مقهور حقّ است ، آتش هم مقهور حقّ است ، همان گونه كه در وقت اظهار معجزه خداوند ماه را فرمود تا به اشارهى مصطفى دونيم شود در روز رستاخيز هم خداوند به آتش امر دهد تا به شفاعت مصطفى بر گنهكاران امّت او سرد شود . كشف الاسرار