تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 465

مساهمون:

ص٤٦٥
يَوْمَ يُسْحَبُونَ فِي النَّارِ عَلى وُجُوهِهِمْ ذُوقُوا مَسَّ سَقَرَ ( 48 ) إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ ( 49 ) وَ ما أَمْرُنا إِلاَّ واحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ ( 50 ) وَ لَقَدْ أَهْلَكْنا أَشْياعَكُمْ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ ( 51 ) وَ كُلُّ شَيْءٍ فَعَلُوهُ فِي الزُّبُرِ ( 52 ) وَ كُلُّ صَغِيرٍ وَ كَبِيرٍ مُسْتَطَرٌ ( 53 ) إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَ نَهَرٍ ( 54 ) فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ ( 55 )

ترجمه :

( 54 / 55 - 1 ) قيامت نزديك شد و ماه دوباره شد . و اگر معجزه‌اى بينند روى بر تابند و گويند جادويى دنباله‌دار است . و انكار پيشه كردند و از هوا و هوسهايشان پيروى كردند و هر كارى سر انجامى دارد . و به راستى براى آنان از اخبار [ پيشينيان ] آنچه در آن درس عبرت هست ، به ميان آمده است . حكمتى است رسا ، امّا هشدارها سودى نبخشيده است . پس از آنان روى برتاب [ تا ] روزى كه آن دعوتگر به چيزى غريب و ناشناخته دعوت كند . در حالى كه ديدگانشان را فروداشته‌اند ، از گورها بيرون آيند ، گويى كه ملخهاى پراكنده‌اند . به سوى دعوتگر شتابند ، [ و ] كافران گويند امروز روزى دشوار است . پيش از آنان قوم نوح انكار پيشه كردند و بنده‌ى ما را دروغزن انگاشتند و گفتند ديوانه است و رانده شد . سپس پروردگارش را به دعا خواند كه من درمانده‌ام [ يارى كن و ] انتقام [ مرا ] بگير . آنگاه درهاى آسمان را به آبى سيل‌آسا گشوديم . و از زمين چشمه‌هايى برشكافتيم ، سپس آب [ بسيار ] براى كارى كه مقدّر بود ، به هم بر آمد . و او [ نوح ] را بر [ كشتى ] ساخته و پرداخته از تخته‌ها و ميخها سوار كرديم . كه زير نظر ما روان بود ، اين پاداش كسى بود كه به او ناسپاسى كرده بودند . و به راستى آن را به عنوان مايه‌ى عبرت باقى گذارديم ، پس آيا پندپذيرى است ؟ پس [ بنگر تا ] عذاب و هشدار من چگونه بود . و به راستى قرآن را قابل پندگيرى گردانديم ، پس