تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 466

مساهمون:

ص٤٦٦
آيا پندپذيرى هست ؟ [ قوم ] عاد تكذيب كردند ، پس [ بنگر تا ] عذاب و هشدار من چگونه بود . ما بر آنان بادى سخت سرد در روزى شوم دنباله‌دار فروفرستاديم . كه مردمان را از جا مىكند ، گويى كه ايشان همانند خرمابنان ريشه كن شده‌اند . پس [ بنگر تا ] عذاب و هشدار من چگونه بود ؟ و به راستى قرآن را قابل پندگيرى گردانديم ، پس آيا پندپذيرى است ؟ [ قوم ] ثمود هشدار دهندگان را دروغ زن شمردند . و گفتند آيا از ميان خود ، از انسانى تك و تنها پيروى كنيم ؟ ما در آن صورت دچار گمراهى و سردرگمى خواهيم بود . آيا از ميان همه‌ى ما كتاب آسمانى بر او فرود آمده است ؟ نه بلكه او دروغ‌زن خودپسند است . زودا كه فردا بدانند كه دروغ‌زن خودپسند كيست ؟ ما فرستنده‌ى ماده شتر [ معجزه‌آسا ] براى آزمايش ايشانيم ؛ پس منتظر ايشان باش و شكيبايى كن . و به آنان خبر بده كه آب در ميان آنان تقسيم شده است ، هر نوبتى [ صاحبش ] حاضر باشد . آنگاه رفيقشان را ندا دادند ، سپس او دست درازى كرد و [ شتر را ] پى كرد . پس [ بنگر تا ] عذاب و هشدار من چگونه بود ؟ ما بر آنان بانگ مرگبارى يگانه فروفرستاديم ، آنگاه مانند خار و خاشاكى شدند كه از سايه‌بان ساز بازماند . و به راستى قرآن را قابل پندگيرى گردانديم ، پس آيا پندپذيرى است ؟ قوم لوط هشدار دهندگان را دروغ زن شمردند . ما بر آنان شن‌بادى فروفرستاديم ، مگر بر خاندان لوط كه سحرگاهى نجاتشان داديم . كه نعمتى از جانب ما بود ؛ بدين‌سان كسى را كه سپاس گزارده است ، جزا دهيم . و به راستى [ لوط ] آنان را از سختگيرى ما هشدار داده بود ، ولى در برابر هشدار گردنكشى مىكردند . و به راستى از مهمانان او كام مىخواستند ، پس ايشان را نابينا ساختيم [ و گفتيم ] پس عذاب و هشدار مرا بچشيد . و به راستى بامدادى پگاه عذابى پايدار آنان را فروگرفت . [ و گفتيم ] پس عذاب و هشدار مرا بچشيد . و به راستى قرآن را قابل پندگيرى گردانديم ، پس آيا پندپذيرى است ؟ و به راستى هشدار دهندگان به سراغ خاندان فرعون آمدند . آنان همه‌ى معجزات ما را دروغ شمردند ، آنگاه آنان را چنان فروگرفتيم كه پيروزمند