كن و روى بگردان ، يا از مكافات و مجازات آنها بر كارهاى بدشان اعراض كن .
و مقصود از ذكر چيزى است كه به وسيلهى آن خداوند بندگان را ياد مىكند ، آن عقل و قلب است و همان طريق عقل و قرآن و رسول و صاحب ولايت و همهى آيات آفاقى و انفسى است .
يا مقصود چيزى است كه بندگان به وسيلهى آن خدا را ياد مىكنند ، آن عبادت از همين چيزهايى كه ذكر شد به اضافهى ذكرهاى لسانى و قلبى ولى مقصود اعراض از كسى است كه منكر ولايت شده كه او مستحقّ اعراض است خواه رسالت را قبول كرده باشد يا نه .
[ وَ لَمْ يُرِدْ إِلَّا الْحَياةَ الدُّنْيا ]
و جز زندگانى دنيا را نخواست و چنين شخصى كه از قلب و صاحبش اعراض كرده ديگر از همهى افعال و اقوال و علومش جز بهره بردن در جهت زندگى دنيا قصدى ندارد .
كه اگر نماز مىخواند يا روزه مىگيرد ، بدان جهت است كه حادثهاى پيش نيايد كه به زندگى دنيوى او ضرر بزند .
و اگر علم و يقينى براى او حاصل شود ، علمش جز به سوى دنيا روى ندارد ، بنابراين علم او جهل مشابه علم خواهد بود .
[ ذلِكَ ]
اين حيات دنيا ، يا طلب حيات دنيا .
[ مَبْلَغُهُمْ مِنَ الْعِلْمِ ]
كه محلّ بلوغ آنها ، يا بلوغ آنها از علم است ، چيزى نيست كه سزاوار آخرت باشد .
[ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اهْتَدى ]
و پروردگار داناتر به گمراه و راه يافته است .
اين عبارت جواب سؤال و در مقام تعليل قول خدا : « أعرض »