محشر سوق مىدهد و ملكى كه با او در جميع مواطن و مواقف حاضر است .
و اين دو ملايكه در دنيا هم با او هستند ولى انسان در دنيا به آنها علم ندارد .
بعضى گفتهاند : مقصود از سائق فرشتهاى است كه صاحب شمال است و مقصود از شهيد صاحب يمين است « 1 » .
[ لَقَدْ كُنْتَ فِي غَفْلَةٍ مِنْ هذا ]
و تو ( اى نادان ) از اين روز سخت در غفلت بودى . جمله مستأنفه يا حاليّه به تقدير قول است .
[ فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ ]
تا آنكه ما پرده از كارت بر انداختيم يعنى حالا ديگر چيزهايى مىبينى كه در دنيا آنها را نمىديدى .
[ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ ]
و چشم بصيرتت بيناتر گرديد .
پس در اين روز نكات و دقايقى مىبينى كه در دنيا نمىتوانستى آنها را ببينى .
[ وَ قالَ قَرِينُهُ ]
فرشتهى موكّل او مىگويد :
[ هذا ما لَدَيَّ عَتِيدٌ ]
اين نامهى عمل كه من نوشتم آمادهى حضور و اظهار است و شيطان كه اين شخص گمراه را فريب داده است مىگويد : آنچه كه نزد من است آماده براى جهنّم است .
[ أَلْقِيا ]
اين جمله از گفتار قرين است ، يا استيناف كلام از جانب خدا به تقدير قول است ، خواه حال قرار داده شود ، يا مستأنف و جواب
هامش
( 1 ) در تفسير برهان ج 4 ص 22 بنا به روايت از جابر بن يزيد از امام صادق عليه السّلام نقل مىكند كه ، سائق امير المؤمنين علىّ عليه السّلام است و شهيد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله .