جنب خداوند به خدايى ديگر قائل است ، پس او را در [ جايگاه ] عذاب سهمگين بيندازيد .
همنشين او گويد پروردگارا من او را طغيانگر نساختهام ، ولى خودش در گمراهى دور و دراز بود .
فرمايد نزد من ستيزهجويى مكنيد ، كه به راستى پيشاپيش وعدهى عذاب را [ براى آگاهى شما ] برايتان فرستاده بودم .
در نزد من آن حكم ديگرگون نشود و [ در عين حال ] من در حقّ بندگان ستمگر نيستم .
روزى كه به جهنّم گوييم آيا پر شدى ؟ و گويد آيا باز هم بيشتر هست ؟
و بهشت براى پرهيزگاران نزديك آورده شود و دور نباشد .
اين همان است كه به شما وعده داده شده است ، [ و ] خاص هر توبه كار [ ادب ] نگاه دار .
همان كسى كه به ناديده از خداوند رحمان بيمناك باشد ، دلى پرانابت پيش آورد .
[ گوييم ] به سلامت [ و امنوامان ] وارد آن [ بهشت ] شويد ، اين روز [ آغاز ] جاودانگى است .
در آنجا ايشان راست هر چه خواهند و نزد ما افزونتر هم هست .
و چه بسيار پيش از آنان نسلهايى را نابود كرديم كه آنان از ايشان درازدستتر بودند ؛ كه در گوشه و كنار شهرها جستوجو كردند كه آيا گريزگاهى هست .
بىگمان در اين امر براى كسى كه صاحب دل باشد يا سمع قبول داشته و شاهد باشد ، پندآموزى است .
تفسير
[ إِذْ يَتَلَقَّى ]
اين جمله ظرف « أقرب » يا ظرف « لنعلم » يا ظرف هر دو است يعنى ما نزديكتر به او هستيم هنگامى كه دو ملايكه نگهبان تمام افعال و گفتار انسان را مىگيرند .
[ الْمُتَلَقِّيانِ ]
آنگاه كه دو ملائكهء نگهبان اقوال و افعال انسان را ضبط مىكنند ، معناى آيه اين است كه هنگام ضبط اعمال و اقوال بهوسيله دو كاتب و دو ملايكه ما به انسان نزديكتر هستيم ، پس احتياجى به كاتب و نويسنده نيست كه اعمال او را بنويسد .