[ عَنِ الْيَمِينِ وَ عَنِ الشِّمالِ قَعِيدٌ ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ ]
چون دو ملك ( رقيب و عتيد ) از طرف راست و چپ به مراقبت او نشستهاند سختى از خير و شرّ به زبان نياورده و جز آنكه همان دم بر آن آمادهاند رقيب و مراقب و مواظب بيشتر اعمال انسان است .
[ عَتِيدٌ ]
عتيد يعنى آمادهى نوشتن عملهاست .
از امام صادق عليه السّلام آمده است : هيچ قلبى نيست مگر آنكه دو گوش دارد ، كه بر يكى از آن دو گوش ملايكهى مرشد و بر ديگرى شيطان فتنهگر است ، آن يكى امر مىكند و اين يكى باز مىدارد ، شيطان امر به معاصى مىكند ، ملايكه او را از معصيت باز مىدارد و همين معناى قول خدا است « 1 » :
عَنِ الْيَمِينِ وَ عَنِ الشِّمالِ قَعِيدٌ
.
و در بعضى از اخبار اشاره به اين است « 2 » كه صاحب يمين و صاحب شمال هر دو ملايكه هستند ، كه صاحب يمين امير بر صاحب شمال است و كارهاى نيك و حسنات را مىنويسد ، صاحب شمال بدىها و سيّئات را مىنويسد و اين معنا از گستردگى وجوه قرآن است .
[ وَ جاءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ ]
( و به هوش آييد كه ) هنگام بىهوش و سختى مرگ به حق و حقيقت فرارسيد .
سكرهى مرگ كنايه از غشيه و از خود بىخود شدن هنگام مرگ است و فعل را به صورت ماضى آورد ، چون وقوع آن محقّق و حتمى است .
[ بِالْحَقِّ ]
سكرات مرگ به حقّ مىآيد ، نه به غير حقّ تا علامت
هامش
( 1 ، 2 ) تفسير نور الثقلين ج 5 ص 110