آن اختلاف را از بين ببريد و صلح برقرار سازيد ، خواه اختلاف بين آنها به حدّ جنگ برسد يا نرسد .
[ وَ اتَّقُوا اللَّهَ ]
از خداى تعالى و خشم او در تمايل به يكى از دو طرف اختلاف بپرهيزيد .
[ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ]
باشد كه به جهت اصلاح و عدم ميل شما به يكى از طرفين مورد لطف و رحم قرار گيريد ، يا اى اختلافكنندگان و اصلاحكنندگان شايد همهى شما مورد رحم خدا قرار گيريد .
[ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ ]
اى اهل ايمان و مؤمنان هرگز نبايد قومى قوم ديگر را مسخر و استهزا كند .
اين خطاب ادب ديگرى است و چون مسخره كردن براى بيشتر مردم خوى و عادت شده و ترك آن دشوار است لذا در مقام نهى از استهزاى آن را به خطاب و ندا آغاز كرد تا سختى ترك استهزا را جبران نمايد و فرمود : اى ايمانآورندگان گروهى ، گروه ديگر را مسخره نكند .
[ عَسى أَنْ يَكُونُوا خَيْراً مِنْهُمْ ]
چه با گروهى كه مورد مسخره و استهزا واقع شدهاند ، از مسخرهكنندگان بهتر باشند .
[ وَ لا نِساءٌ مِنْ نِساءٍ عَسى أَنْ يَكُنَّ خَيْراً مِنْهُنَّ ]
و نه زنى زنى ديگر را ريشخند كند كه چه بسا بهتر از او باشد .
قمىّ گفته است : اين آيه دربارهى صفيّه دختر حىّ بن اخطب نازل شده است كه زوجهى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بود ، عايشه و حفصه او را اذيّت مىكردند و ناسزا مىگفتند و به او مىگفتند : اى دختر يهودى . صفيّه به حضرت صلّى اللّه عليه و آله شكايت كرد آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله فرمود : چرا جواب آن دو را نمىدهى ؟ صفيّه عرض كرد : چه بگويم و چگونه جواب دهم ؟