تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 336

مساهمون:

ص٣٣٦
لا يَعْقِلُونَ ]
به حقيقت مردمى كه تو را از پشت حجره‌ات با صداى بلند مىخوانند اكثرشان مردم بىعقل و شعورند چون بيشتر آن مردم تعقّل ندارند ، لذا تو را تعظيم نمىكنند ، تو را مانند يكى از خودشان قرار مىدهند .
[ وَ لَوْ أَنَّهُمْ صَبَرُوا حَتَّى تَخْرُجَ إِلَيْهِمْ لَكانَ خَيْراً لَهُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ ]
و اگر آنها صبر مىكردند تا وقتى كه تو بر ايشان خارج شوى بسيار براى آنها بهتر و ثوابش بيشتر بود و ( باز هم توبه كنند ) خدا غفور و مهربان است . اين جمله جهت تقويت جانب رجا و اميد است ، در تفسير مجمع آمده است : قول خدا
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا
تا قول خدا :
غَفُورٌ رَحِيمٌ
درباره‌ى وفد تميم نازل شده ، اينان بزرگان و اشراف بنى تميم بودند كه در يك دسته و وفد بزرگ آمده بودند ، وقتى داخل مسجد شدند از پشت حجره رسول خدا را صدا زدند كه يا محمّد صلّى اللّه عليه و آله بيرون بيا و به سوى ما بيا . اين معنا رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را اذيّت كرد و از حجره‌اش بيرون آمد . آنها گفتند : آمديم تا بر تو فخر كنيم ، پس به شاعر و خطيب ما اجازه بده . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله اجازه داد و ابتدا سخنگوى آنان سخن گفت ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به ثابت بن قيس فرمود : بلند شو و جواب او را بده ، ثابت بلند شد و بهتر از خطيب آنان سخن گفت ، سپس شاعر آنان بلند شد و شعر خواند و حسّان بن ثابت به او پاسخ داد ، وقتى شعر و سخن به پايان
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 336 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى