[ وَ يَهْدِيَكَ صِراطاً مُسْتَقِيماً ]
راه مستقيم ، خروج از افراط و تفريط است ، كه آن راه تيزتر از شمشير و باريكتر از مو مىباشد و نكره آوردن لفظ « صراط » جهت بزرگ نمودن و تفخيم آن است .
[ وَ يَنْصُرَكَ اللَّهُ نَصْراً عَزِيزاً ]
و خدا آن چنان ياريت كرد كه مانند آن يافت نشود ، يا نصر و يارى كردى كه سبب غلبه و عزّت گردد ، بر تو ارزانى داشت .
[ هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ السَّكِينَةَ ]
كه او آن خدايى است كه « سكينه » در اواخر سورهى بقره در ضمن قول خداى تعالى
إِنَّ آيَةَ مُلْكِهِ أَنْ يَأْتِيَكُمُ التَّابُوتُ فِيهِ سَكِينَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ
و در سورهى توبه و سورهى يوسف گذشت ، گفتيم كه مراد از سكينه ظهور ملكوت ولىّ امر بر سينهى مؤمن است ، با اين ظهور جميع آنچه كه در اخبار از معانى سكينه وارد شده است براى او حاصل مىگردد و به اين چيزى است كه سزاوار است خداوند در مقام امتنان آن را ظاهر سازد .
[ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدادُوا إِيماناً مَعَ إِيمانِهِمْ ]
آن سكينه را در دلهاى مؤمنان براى آن قرار داد تا ايمان شهودى بر ايمان علمى و حالى آنها افزوده شود .
چون وقتى ملكوت ولىّ امر بر مؤمن ظاهر شد ايمان علمى او مقرون به ايمان شهودى او مىشود .
[ وَ لِلَّهِ جُنُودُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ]
در سورهى توبه بعد از ذكر نزول سكينه فرمود :
وَ أَنْزَلَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْها
و
أَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْها
گويا اين مطلب مسلّم شد كه هميشه بعد از نزول سكينه و آرامش تأييد به جنود و لشگريان غيبى نيز هست .