تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩
يونس بن متى را به من داده است ، سپس آنچه را كه درباره يونس بن متى به او وحى شده بود به عداس خبر داد ، عداس به پاى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله افتاد و او را سجده نمود و در پاى مبارك را مىبوسيد در حالى كه از آن دو خون مىآمد . وقتى عتبه و شيبه كار غلام خويش را ديدند چيزى نگفتند تا غلام برگشت به او گفتند : اين چه كارى بود كه تو كردى و چرا به محمّد صلّى اللّه عليه و آله سجده كردى و دو پاى او را بوسيدى ؟ نديده‌ايم تاكنون تو با كسى چنين كارى بكنى . . . ؟ ! عداس گفت : اين شخص مرد صالحى است او مرا به چيزى خبر داده است كه فهميدم اين اخبار از شأن رسولى است كه خداوند او را به سوى ما فرستاده است و نام آن رسول يونس بن متى مىباشد . سپس آن دو خنديدند و گفتند : او تو را از نصرانيّت خويش برنگردانيد ؟ او مردى حيله‌گر است ؛ آنگاه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به مكّه بازگشت تا به « نحله » رسيد و در وسط شب به نماز ايستاد . در آن حال گروهى از جنّ اهل نصيبين از يمن عبورشان به آنجا افتاد ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را ديدند نماز ظهر مىخواند و قرآن تلاوت مىكند ، آن را شنيدند و به آن گوش فرادادند و در داستان تمايل جنّ به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله غير از اين مطالب چيزهاى ديگر روايت شده ، كه هر كس بخواهد مىتواند به كتابهاى مفصّل مراجعه كند .
[ يا قَوْمَنا أَجِيبُوا داعِيَ اللَّهِ وَ آمِنُوا بِهِ يَغْفِرْ لَكُمْ مِنْ ذُنُوبِكُمْ وَ يُجِرْكُمْ مِنْ عَذابٍ أَلِيمٍ ]
گفتند : شما اى گروه ما پاسخگوى دعوت‌كننده به خدا باشيد و به او ايمان آوريد تا خداوند شما را ببخشايد و از گناهانتان در گذرد و از عذاب دردناك پناهتان دهد .