تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
[ وَ مَنْ لا يُجِبْ داعِيَ اللَّهِ ]
ابتداى كلام از جانب خداى تعالى يا جزيى از كلام گروهى از جنّ است يعنى هر كه دعوت خواهنده الهى را پذيرا نشود و پاسخ ندهد .
[ فَلَيْسَ بِمُعْجِزٍ فِي الْأَرْضِ وَ لَيْسَ لَهُ مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءُ أُولئِكَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ ]
نمىتواند كسى را در زمين عاجز كند چه غير از او اوليا و دوستانى نيست و آن غيرها خود در گمراهى آشكارند .
أَ وَ لَمْ يَرَوْا
اين جمله نيز يا ابتداى كلام از جانب خدا يا جزئى از كلام جنّ است ؛ يعنى ، آيا نمىبينيد ( درك نمىكنيد ) ؟
[ أَنَّ اللَّهَ الَّذِي خَلَقَ
السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ لَمْ يَعْيَ بِخَلْقِهِنَّ بِقادِرٍ عَلى أَنْ يُحْيِيَ الْمَوْتى بَلى إِنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ]
كه خدا آفريننده آسمانها و زمين است و آنكه از آفرينش آنها خسته نشد قادر به زنده كردن مردگان است ، بلكه او به هر چيزى تواناست .
[ وَ يَوْمَ يُعْرَضُ الَّذِينَ كَفَرُوا عَلَى النَّارِ ]
اين جمله عطف بر « إذ صرفنا » به صورت عطف مفرد است ، يا لفظ « اذكر » مقدّر است ، يا متعلّق به « يقال » يا به « قالوا » است و عطف در اين صورت به نحو عطف جمله است . يعنى ، علاوه بر آفرينش ، آنها كافرند به آتش عرضه‌شان مىدارد .
[ أَ لَيْسَ هذا بِالْحَقِّ قالُوا بَلى وَ رَبِّنا قالَ فَذُوقُوا الْعَذابَ بِما كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ ]
در اينجا نيز « قول » مقدّر است ، آيا اين گفته و اين خلقت جزا حقّ نيست ؟ گفتند : بلى ، به خدا كه همين طور است پس خداى گويد : پس اكنون عذاب را به سبب كفر ( كفر عمدى ) تان بچشيد ، يعنى به خدا و رسول كافر مىشديد يا به ولايت يا به آخرت ( در حالى كه به آن اذعان داشتيد ) پس اگر كار اينان همان‌طور باشد كه ذكر شد اى رسول صبر پيشه ساز .