ولى در روز قيامت نداى عبادتكنندگان را شنيده و به آنان جواب مىدهند ، پاسخشان اين است كه عبادت مشركين را انكار مىكنند .
[ وَ هُمْ عَنْ دُعائِهِمْ غافِلُونَ ]
آن معبودها از اينكه كسانى آنها را عبادت مىكردهاند غافل بودهاند ، تا چه رسد به اينكه بشوند و اجابت نمايند ، اين خود دليل عقلى است كه دلالت بر عدم جواز عبادت و فراخواند آن معبودها مىكند .
[ وَ إِذا حُشِرَ النَّاسُ كانُوا لَهُمْ أَعْداءً وَ كانُوا بِعِبادَتِهِمْ كافِرِينَ ]
آنگاه كه مردم در روز قيامت محشور شوند دشمن معبودهاى خويش گشته و نسبت به عبادتشان كفر مىورزند . و اين دليل نقلى است كه از انبيا و اوصيا عليهم السلام نقل شده و در كتابهاى آسمانى و غير آنها ثبت شده است .
[ وَ إِذا تُتْلى عَلَيْهِمْ آياتُنا بَيِّناتٍ ]
و چون بر آنان آياتى كه دلالت آن آيات روشن است يا روشنىكننده مىباشد ، خوانده مىشود .
[ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلْحَقِّ لَمَّا جاءَهُمْ ]
آن كافران هنگامى كه حقّ بودن آيات و نشانهها ظاهر شد گفتند .
( از اين جهت اسم ظاهر به جاى ضمير گذاشته شد تا مورد اشاره مشخص باشد :
[ هذا سِحْرٌ مُبِينٌ ]
كه اين جادوست و باطل بودنش ظاهر و آشكارست .
[ أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ ]
چون سحر و جادو تا حدودى شأن و مقامى پيش مردم داشته و در دلهايشان مىنشيند ، از اين گفتار استدراك نموده و فرمود : بلكه مىگويند : حقّ و حقيقت بودن آن ساخته پيامبر است كه او به افترا به آن نام حقيقت داده است .
[ قُلْ ]
در جوابشان بگو :
[ إِنِ افْتَرَيْتُهُ فَلا تَمْلِكُونَ لِي مِنَ اللَّهِ شَيْئاً ]
اگر من افترا بستم شما چيزى از عذاب خدا را از من دفع