[ أَوْ أَثارَةٍ مِنْ عِلْمٍ ]
لفظ « اثارة » نقل كردن حديث و روايت آن است يعنى نوشتهاى بياوريد كه اعتماد بر آن ممكن باشد و در آن جواز شركت داشتن شركا در خلق آسمانها و زمين ثبت شده باشد ، يا حديث منقولى بياوريد كه ناشى از علم باشد ، تفسير شده است به باقى ماندهاى از علم پيشينيان كه اعتماد بر آن جائز و تقليد از آن ممكن است .
[ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ ]
اگر راست مىگوييد چه گفتن مانند چنين سخنى و اعتقاد به آن جائز نيست مگر آنكه دليلى عقلى صحّت آن را گواهى كند .
و اگر شما دليل عقلى نداريد لااقلّ بايد دليل نقلى داشته باشيد از نوشته يا روايتى كه اعتماد و تقليد از آن خردمندانه باشد .
از امام باقر عليه السّلام از اين آيه سؤال شد ، فرمود : مقصود از كتاب تورات و انجيل است ، امّا مقصود از « أثارة » علم جانشينان پيامبران عليهم السّلام است ، پس از آنكه عجز و ناتوانى مشركين را در آوردن دليل عقلى يا نقلى ظاهر و آشكار نمود دليل عقلى و نقلى آورد تا بطلان گفتارشان را ثابت كند ، پس فرمود :
[ وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ يَدْعُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ مَنْ لا يَسْتَجِيبُ لَهُ ]
آيا كسى گمراهتر از چنين شخصى وجود دارد كه جز خدا كسى را فرامىخواند كه اگر دعا و فراخواندن او را بشنود نمىتواند پاسخ داده و او را مجاب نمايد تا چه رسد به آنكه مصالحشان را مراعات كرده و بر ضماير و اسرارشان آگاهى بيابد .
[ إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ ]
آنان معبودها تا چندى كه در دنيا هستند دعاى عبادتكنندگانشان نشان را نمىشنوند ، اگر بشنوند هم نمىتوانند استجابت كنند و اگر قادر بر پاسخ بوده باشد بر اصلاحشان قادر نيستند ؛