بِما كانُوا يَكْسِبُونَ
بعضى گفتهاند : خداى تعالى به امامان حقّ مىگويد : بر امامان جور نفرين نكنيد تا خداوند خودش آنان را عقاب نمايد .
مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَساءَ فَعَلَيْها
جواب سؤال مقدّر در مقام تعليل آمرزش آنانست ، يعنى ، هر كه عمل نيكى كند براى خود كرده و كسى كه بد كند به زيان خويش كرده است پس بدكار احتياج به عقوبت ديگرى از جانب شما ندارد ( يعنى به شما مربوط نيست كه درباره مردم و لو بدكار قضاوت كنيد ) ، بدان كه مقتضاى انسانيّت انسان احسان و عمل شايسته است ، پس وقتى انسان احسان عمل مىكند عملش از جهت انسانيّت سازگار و ملايم با اوست و هر كس به آنچه كه سازگار با اوست برسد از آن لذّت مىبرد .
پس اگر هيچ اجر و پاداش ديگرى هم نداشته باشد همين رسيدن به سازگاريها براى او كافى است .
در حالى كه احسان در آخرت به بهترين صورت براى او تجسّم پيدا مىكند و به دنبال آن صورت ديگرى مناسب با آن پديد مىآيد .
بنابراين محسن و نيكوكار سه مرتبه از احسان خودش بهرهمند مىشود .
و آنگاه كه انسان بد مىكند ، اين اسائه و بدى با انسانيّت او منافات دارد و هر چيز ناسازگار انسان را آزار مىدهد اگر چه آن بدى و اسائه با يك قوّهى ديگر حيوانى يا سبعى يا شيطانى سازگار بوده باشد .
پس اگر براى گنه كار ( به كار ) هيچ عقوبت و كيفرى فرض نشود خود همين بدكارى در عقوبت كافى است در حالى كه همين بدى در