و زمين و زمينىها تحت تسخير الهى است تا انسان از آن بهرهمند شود و بعضى از زمينىها تحت تسخير انسان نيز مىباشد .
مِنْهُ
لفظ « منه » با لفظ « من » جارّه و مضاف خوانده شده و معناى آن اين است كه تسخير آنچه كه در آسمانها و زمين است از جانب او است ، نه از جانب شما و اسباب طبيعيتان ، يا معناى آن اين است كه اين تسخير رحمتى است از جانب خدا و لفظ « منه » به صورت « منّة » با تشديد نون و تا با رفع و نصب خوانده شده است .
إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ
همهى اينها نشانههايى است براى قومى كه به تفكّر مىپردازند بدين گونه كه مبادى مشهود و معقول را استعمال مىكنند و به نتيجه مىرسند ، اعمّ از آنكه استعمالكننده مؤمن باشد يا موقن و دارندهء يقين ، يا عاقل .
قُلْ لِلَّذِينَ آمَنُوا يَغْفِرُوا
مكرّر اين مطلب گذشت كه خداى تعالى براى اشاره به اين معنا كه توجّه محمّد صلّى اللّه عليه و آله در آنها مؤثّر است به نحوى كه آنان را بر اوصاف روحانيّين قرار مىدهد مقول قول نمىآورد و در جزم مضارع - كه مىآيد - بر لفظ « قل » اكتفا مىكند .
گويا كه گفته باشد : بگو آنچه را كه خواستى و به سوى آنان توجّه نما ، اگر گفتارى را بگويى مىبخشد بدون آنكه تو مرا امر به بخشيدن بكنى .
لِلَّذِينَ لا يَرْجُونَ أَيَّامَ اللَّهِ
بيان ايّام اللّه در سورهى ابراهيم در طىّ آيه
وَ ذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللَّهِ
گذشت .
و مقصود كسانى مىباشند كه اميد به ايّام اللّه ندارند و از دينشان به دنيا مشغول شدهاند و از آن انتظارى جز اصطلاح امور دنيوى ندارند ،