اين جمله تفخيم و بزرگداشت آن امر حكيم و لفظ « امرا » تميز از نسبت لفظ « حكيم » به ضمير امر است ، يا حال از چيزى است كه جائز است حال بوده باشد ، يا منصوب به فعل محذوف است كه تقدير آن چنين است : « اعنى امرا من عندنا » يا مفعول له براى « يفرق » است ، يعنى « چون از طرف ما مأمور است » ، يا مفعول مطلق فعل محذوف خودش مىباشد .
رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ
اين از لطف و رحمت پروردگار توست اين جمله بدل از
« إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِينَ »
يا تعليل قول خداى تعالى :
فِيها يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ
است ، يعنى هر امر حكيم در آن شب جدا و متمايز مىگردد ، چون از عادت ما ارسال رحمت است .
يا چون از عادت ما ارسال رسل است ، لازمهى آن تفريق و متمايز شدن امر حكيم در شب قدر است و لفظ « رحمة » مفعول به ، يا مفعول له است .
و جانشين شدن لفظ « من ربّك » بجاى ضمير براى اشعار به اين است كه ربوبيّت او چنين اقتضا مىكند .
إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ
هيچ شنوايى جز او نيست و گفتار بندگان را به زبان قول ، حال و استعدادشان مىشنود .
[ الْعَلِيمُ ]
دانايى جز او نيست .
( كه از دعاى بندگان شنوا و آگاه است ) پس آنچه را كه بندگان با زبان قال و حال مىخواهند همه را مىداند ، اقتضاى پروردگارى شنيدن عالم بودن و آگاهى داشت از چيزى كه به صلاح يا فساد مىباشد ، يا اين است كه رسولى را فرستاده و احكامى را بر حسب خواستههاى بندگان نازل نمايد .
رَبِّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُما
همان