و اين امر دلالت مىكند بر اينكه او بدون آگاهى داخل در دين حقّ شده و از جهت تقليد معتقد مذهب حق گشته است .
تحقيق مطلب اين است كه مراتب و درجات آدميان در مورد دين متفاوت است ، زيرا ايمان داراى ده درجه است و هر درجه داراى ده جزء مىباشد ، پس بعضى از مردم يك جزء از اجزاى درجهى اوّل را دارند و بعضى داراى دو جزء از همان درجه هستند و برخى تمامى اجزاى درجهى دوّم را دارند . . . و هكذا .
و اگر تحمّل صاحب درجهى اوّل بر درجهى دوّم برود او را هلاك مىسازد ، چنانچه در اخبار به آن اشاره شده است .
و صاحب هر درجه داراى حكمى است غير از حكم صاحب درجهى ديگر ، چنانچه اين مطلب را در سورهى بقره هنگام تحقيق نسخ در قول خداى تعالى :
ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ . . .
تا آخر آيه تحقيق نموديم .
پس هر كس كه به مراتب و درجات مردان آگاهى ندارد ، اختلاف احوال آنها را نمىداند به هيچ حكمى حكم نمىكند مگر آنكه اختلاف بر حسب اعتقاد خويش آنجا مىبيند ، چه او همانطور كه گمان مىبرد اين حكم مال اين شخص است ، همين طور تجويز مىكند كه اين حكم مال غير نيز مىباشد .
و اين مطلب معناى قول امام عليه السّلام : « كسى كه به امر حكم كند كه در آن اختلاف باشد » يعنى بر حسب اعتقادش اختلاف داشته باشد ، ولى خود را به واقع رسيده ببيند .
در اين صورت او به حكم طاغوت حكم كرده است ، چون حكم جز از رأى او ناشى نشده است و رأى او منسوب به انانيّت اوست ، نه