وجود پيدا كند بايد از عقل به خيال پايين آمده به اندازهى تقدير و اندازه گردد ، سپس بر اعضا ظاهر شود ، چون نفوس چه كلّى باشند و چه جزيى با فاطمه عليها السّلام در مقام نازلش متّحد و مظهر فاطمه عليها السّلام مىباشند .
بنابراين تفسير شب قدر به فاطمه عليها السّلام جائز مىشود .
چنانچه امام كاظم عليه السّلام هنگامى كه يك نصرانى از تفسير اين آيه در باطن پرسيد فرمود : امّا « حم » پس آن محمّد صلّى اللّه عليه و آله در كتاب هود است كه به سوى او نازل شده است و حروف و كلمات آن كم شده است ، امّا كتاب مبين امير المؤمنين على عليه السّلام است ، « ليلة » يعنى شب مبارك ، فاطمه عليها السّلام است .
و امّا قول خداى تعالى
يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ
يعنى از آن خير فراوان خارج مىشود ، پس خارج مىشود از آن مرد حكيم ، مرد حكيم و مرد حكيم . . . تا آخر حديث .
از امام باقر ، امام صادق و امام كاظم عليهم السلام در معناى آيه آمده است كه : ما قرآن و شب مبارك را نازل كرديم كه مقصود شب قدر است ، كه خداى تعالى در آن شب قرآن را يك جا به بيت المعمور نازل كرد ، سپس در طول بيست و سه سال از بيت المعمور بر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فروفرستاده است .
و از امام باقر عليه السّلام آمده است : خداى تعالى دربارهى شب قدر
هامش
مولوى مىگويد :شب قدر است او درياب او را * امان يا بى چو بر خوانى بر آتش