نشاط ايجاد كند ، اشعار به اين باشد كه روياندن نبات به كيفيّتهاى مخصوص و تصويرهاى متعدّد و عجيب ، توليدهاى غريب جز از مبدأ داناى توانا كه مباشر آن باشد ممكن نيست .
پس گويى كه مبدأ در حكايت روياندن نبات نزد شنونده حاضر است و براى او مشهود است پس از آنكه از او غايب بود .
[ بَلْدَةً مَيْتاً ]
مردگان گياه و نبات را نشر داديم .
[ كَذلِكَ تُخْرَجُونَ ]
همچنين بعد از مرگتان از زمين خارج مىشويد ، پس چرا از اعاده و بازگشت تعجّب مىكنيد و آن را غريب مىشماريد .
[ وَ الَّذِي خَلَقَ
الْأَزْواجَ كُلَّها ]
و كسى كه همهى اصناف مخلوقات را آفريد .
[ وَ جَعَلَ لَكُمْ مِنَ الْفُلْكِ وَ الْأَنْعامِ ما تَرْكَبُونَ لِتَسْتَوُوا عَلى ظُهُورِهِ ]
و كشتيها را مركب شما قرار داد و چهارپايان را آفريد تا شما بر پشت آنان سوار شويد .
لفظ « ظهور » جمع است ، مفرد آوردن ضمير مضاف اليه به اعتبار لفظ و معناست .
[ ثُمَّ تَذْكُرُوا نِعْمَةَ رَبِّكُمْ إِذَا اسْتَوَيْتُمْ عَلَيْهِ ]
غايت همهى مخلوقات ياد آورى و شكر و سپاس شما در برابر خداست كه چيزى كه آن را براى خود نعمت مىشمريد به شما ارزانى فرمود .
[ وَ تَقُولُوا ]
با دلهايتان به ياد آوريد و با زبانهايتان سخن بگوييد ، كه زبانهاى شما مكلّف است كه شكر و سپاس خدا بر آنها جارى مىشود .