تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
حالى است كه به هر يك از اين مشركان هرگاه به داشتن دخترى كه به خدا نسبت داده‌اند مژده دهند رويشان از غم سياه مىشود ، لفظ « مثلا » يعنى در حالى كه آن فرزند مثل و شبيه است ، يا از آن جهت كه فرزند هم جنس پدر و شبيه اوست ، گويا كه ادا كردن مطلب با اين عبارت اشاره به اين است كه مشركين نمىگويند در حقيقت داراى فرزند هستند ، بلكه آنها نسبت بين خدا و بين ملايكه يا بين خدا و بين جنّ را به نسبت پدر و فرزند تشبيه كرده‌اند .
[ ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَ هُوَ كَظِيمٌ ]
مرد كظيم و مكظوم يعنى مرد اندوهناك و غمناك ، يا به معنى فروبرنده خشم است يعنى خشم خود را مىخورد و آن را ظاهر نمىسازد ، يا به معناى سكوت است .
[ أَ وَ مَنْ يُنَشَّؤُا فِي الْحِلْيَةِ ]
آيا فكر نمىكنند و كسى را كه در زيب و زيور پرورش يافته فرزند خدا قرار مىدهند ؟ يا لفظ « من » مبتداى خبر محذوف است ، يا خبر مبتداى محذوف است ، يعنى آيا خداوند از شما پست‌تر و پايين‌تر است ؟ كسى را كه در زيب و زيور پرورش يافته فرزند او باشد و كسى كه در جنگ مبارزه مىكند فرزند شما باشد . يا معناى آيه اين است كه آيا خداى تعالى از شما پائين‌تر است تا فرزندش كسى باشد كه در زيب و زيور پرورش يافته و در جنگ و خصومت قادر بر دفاع از خودش نيست ؟
[ وَ هُوَ فِي الْخِصامِ غَيْرُ مُبِينٍ ]
در حالى كه آن‌كس كه در زيب و زيور پرورش يافته در خصومت و دعوا حجّت و دليل خودش را