چنانچه فاتحة الكتاب در عوالم بالا عبارت از نفوس و عقول كلّى است كه عبارت از مشيّت مىباشد كه با آن هر صاحب حقيقتى و تحقّق مىيابد .
[ أَ فَنَضْرِبُ عَنْكُمُ الذِّكْرَ صَفْحاً ]
لفظ همزه مبنى بر تقديم و تأخير است و معناى آيه اين است كه قرآن را عربى قرار داديم جهت تعقّل و كامل شدن شما ، پس آيا ذكر را از شما به كلّى محو كنيم و از عرضه به شما به غير عرضه كنيم .
و ممكن است آنچه كه بعد از همزه در مورد استفهام قرار گرفته مقدّر باشد .
و معناى آيه اين باشد : آيا شما را مهمل بگذاريم و دعوت نكنيم و فرا نخوانيم و قرآن را از شما منصرف سازيم .
[ أَنْ كُنْتُمْ قَوْماً مُسْرِفِينَ ]
گرچه قومى اسراف كار بودهايد ؟ ! لفظ « أن » با فتحهى همزه به تقدير لام و با كسرهى همزه خوانده شده است .
[ وَ كَمْ أَرْسَلْنا مِنْ نَبِيٍّ فِي الْأَوَّلِينَ ]
طمع نداشته باشيد كه ذكر را از شما برگردانده و شما را به حقّ دعوت نكنيم كه ما امّتهاى گذشته را نيز سر خود نگذاشتيم با آنكه آنان از جهت اسراف و نافرمانى شديدتر از شما بودند و رسولانى در بين آنها قرار داديم ، ولى آنگاه كه در نافرمانى و عصيان از حدّ فراتر رفتند آنها را هلاك كرديم ، پس از عذاب و هلاك و نابود كردن ما بترسيد و برحذر باشيد و در عصيان و نافرمانى از حدّ فراتر نرويد .
[ وَ ما يَأْتِيهِمْ مِنْ نَبِيٍّ إِلَّا كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ ]
كه هيچ