تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
نمىتواند بيان كند ، بلكه غالبا بر ضرر خود سخن مىگويد . و لفظ « ينشّئوا » از ثلاثى مجرّد به صورت فاعل خوانده شده و به صورت مفعول از باب تفعيل و مفاعله و از باب افعال خوانده شده .
[ وَ جَعَلُوا الْمَلائِكَةَ الَّذِينَ هُمْ عِبادُ الرَّحْمنِ إِناثاً ]
لفظ « عباد الرحمن » عبيد الرحمن و « عند الرحمن » با نون خوانده شده يعنى قول مشركين كه مىگويند ملايكه دختران خدا هستند متضمّن زشتىهاى متعدّد است : 1 - خداى تعالى را مركّب قرار داده و او را قابل تجزيه مىسازند و اين معنا جز صفت پست‌ترين ممكنات نيست . 2 - نسبت زاد و ولد به او داده‌اند كه مستلزم احتياج و وجود مثل و مانند است . در حالى كه خداوند بىنياز و غنى على الإطلاق است و اگر او داراى مثل باشد ممكن و مركّب مىگردد . 3 - امرى را به او نسبت داده‌اند كه اگر به خودشان نسبت داده شود ، متغيّر و ناراحت مىشوند و صورت‌هايشان سياه مىگردد ، اين معنا مستلزم آن است كه خداى تعالى را پايين‌تر و پست‌تر از خودشان قرار دهند . 4 - ضعيف‌ترين فرزندان را فرزند او قرار داده‌اند . 5 - ملايكه كه نزد خدا عزيز و مكرّمند با صفت پست‌ترين مردم توصيف شده‌اند .
[ أَ شَهِدُوا خَلْقَهُمْ ]
آيا اين مشركين خلقت آنان را مشاهده كرده‌اند ، كه مذكّر و مؤنّث بودن جز با مشاهده معلوم نمىشود .