تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
[ سُبْحانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنا هذا ]
خدا را منزّه بدانيد از اينكه احتياج به مركوب داشته باشد و بخواهد از جايى به جايى منتقل شود ، او را به ياد آوريد كه به شما نعمت تسخير مركوب را داده است ، تا شكر و سپاس خدا باشد .
[ وَ ما كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ ]
لفظ « مقرنين » از « اقرن للأمر » است ، يعنى به او طاقت و قوّت بخشيد ، « أقرنه » يعنى او را در طناب قرار داد .
[ وَ إِنَّا إِلى رَبِّنا لَمُنْقَلِبُونَ ]
غرض يادآورى نعمت و شكر و سپاسگزارى منعم در نعمت و ياد آورى انتقال بزرگ است كه همان انتقال از دنيا به آخرت است .
[ وَ جَعَلُوا لَهُ مِنْ عِبادِهِ جُزْءاً ]
براى خدا از بندگانش فرزند قرار دادند ، كه فرزند بر حسب مادّه‌اش جزيى از پدر است ، يعنى پس از آنكه اقرار كردند كه خداى تعالى خالق آسمانها و زمين‌هاست براى خدا از مخلوقات او فرزند قرار دادند .
[ إِنَّ الْإِنْسانَ لَكَفُورٌ مُبِينٌ ]
كه البتّه انسان نسبت به نعمت‌هاى حقّ و صفات او ناسپاس است ، پس بر زبان انسان چيزى جارى مىشود كه لايق نعمت خدا نيست و اين معنا ناشى از غفلت از منعم و صفات او است .
[ أَمِ اتَّخَذَ مِمَّا يَخْلُقُ بَناتٍ وَ أَصْفاكُمْ بِالْبَنِينَ ]
بايد از حال آنان تعجّب كرد ، چه قانع نشدند از بندگانش به طور مساوى شريك قرار دهند بلكه آن اولاد كه به نظر آنها پست‌تر بود براى خدا قرار دادند .
[ وَ إِذا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِما ضَرَبَ لِلرَّحْمنِ مَثَلًا ]
و اين در
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 104 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى