نيست مگر آنكه در روز قيامت محتاج به شفاعت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله باشد ، سپس فرمود : براى رسول خداست شفاعت در امّتش ، براى ماست شفاعت در شيعيان ما ، براى شيعيان ماست شفاعت در اهالى خويش ، مؤمن مىتواند شفاعت كند در مثل ربيعه و مضر ، مؤمن مىتواند شفاعت كند حتّى در مورد خادم خود و مىگويد : پروردگارا او حقّ خدمت به گردن من دارد و او مرا از سرما و گرما حفظ مىكرد . « 1 »
حَتَّى إِذا فُزِّعَ عَنْ قُلُوبِهِمْ
اين جمله غايت محذوف است و تقدير آن چنين است : خلق در حيرت و وحشت هستند تا وقتى كه اضطراب از دلهايشان بر طرف شود .
قالُوا
به همديگر ، يا به ملايكه ، يا به شفاعتكنندگان گويند :
ما ذا قالَ رَبُّكُمْ قالُوا الْحَقَّ وَ هُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ
پروردگار شما چه گفت ؟ مىگويند حقّ گفت و او رفيع و بزرگ است .
و در خبرى از امام باقر عليه السّلام آمده است : اهل آسمانها بين مبعوث شدن عيسى بن مريم عليه السّلام تا مبعوث شدن محمّد صلّى اللّه عليه و آله وحى نشنيدند ، وقتى خداوند جبرئيل عليه السّلام را به سوى محمّد صلّى اللّه عليه و آله فرستاد اهل آسمانها صداى وحى قرآن را شنيدند ، مانند افتادن آهن بر روى سنگ و از شدّت صدا اهل آسمانها از هوش رفتند ، پس وقتى از وحى فارغ شد ، جبرئيل رو به پايين آمد و به اهل هر آسمان كه مىرسيد وحشت و اضطراب را از دلهاى آنها بر طرف مىساخت ،
هامش
( 1 ) صافى : ج 4 ، ص 219 . تفسير قمى : ج 2 ، ص 202 . برهان : ج 3 ، ص 350 - 351 .