نمىباشد .
الْحَكِيمُ
كسى كه از ادراك و دقايق صنع ، لطائف علم او عقول عقلا عاجز است ، پس چگونه مىشود كه مصنوع او يا مصنوع شما با او شريك باشد ؟ ! با اينكه مصنوع متّصف به جهل و عدم شعور است تا چه رسد به حكمت و حكيم بودن ؟ !
وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا كَافَّةً لِلنَّاسِ
لفظ « كافّة » حال است ، مقدّم بر « النّاس » شده است .
يعنى تو را نفرستاديم مگر براى همه مردم ؛ مانند « جاء النّاس كافّة » يعنى مردم همگى در حالى آمدند كه عموم اين لفظ مانع از آن بود كه فردى از افراد از تحت آن امور خارج گردد .
يا صفت مفعول مطلق محذوف است ، يعنى تو را رسالتى داديم كه مردم را از پيروى هواهايشان منع مىكند .
يا حال از مفعول « أرسلنا » است ، يعنى ما تو را نفرستاديم مگر در حالى كه مردم را از اتّباع هواها مانع شوى .
كه در اين صورت لفظ « تاء » براى مبالغه است .
بَشِيراً
رسول خدا بشارتدهنده مؤمنين و كسانى است كه از جهت ايمان و استعدادشان مستعدّ و آماده ايمان هستند .
وَ نَذِيراً
و بيمدهنده كافران و مؤمنان و مستعدّان از جهت كفر كافران و غفلت مؤمنان است .
وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ
و ليكن بيشتر مردم رسالت تو ، يا عموم رسالت تو را نمىدانند ، يا آنها داراى جهت علم نيستند تا رسالت تو را بدانند و لذا رسالت تو را انكار مىكنند .