عِنْدَهُ إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ
مگر كسى كه در شافع يا مشفوع ( مورد شفاعت ) بودن از طرف خدا اذن داشته باشد و خداوند براى شركا در شافع بودن يا مورد شفاعت قرار گرفتن اذن نداده است .
و در ضمن مطالب گذشته اين مطلب نيز گذشت كه امامتها و بيان احكام براى مردم ، قضاوتها ، امر به معروف و نهى از منكر ، اجراى توبه ، گرفتن صدقات ، اخذ بيعت از بندگان براى خدا و رياستهاى دينى . . . همه اينها نوعى شفاعت در نزد خدا محسوب مىشود .
و هيچ يك از اين امور جائز يا مباح نيست مگر براى كسى كه خداوند به او اذن داده باشد ، بدون واسطه مانند انبيا عليهم السّلام يا با واسطه مانند اوصيا عليهم السّلام پس واى ، سپس واى بر كسى كه خود را براى مردم علم كرده و متصدّى محاكمهها يا فتوىها ، يا امامت ، يا اخذ صدقات ، يا اخذ بيعت از بندگان شده است .
بدون آنكه از جانب خدا اذن و اجازهاى داشته باشد ، كه او افترا زننده بر خداست
« وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللَّهِ كَذِباً » .
به قمّى نسبت داده شده كه گفت : هيچ يك از انبيا و اوليا و رسولان خدا عليهم السّلام روز قيامت شفاعت نمىكنند مگر اينكه خداوند به آنان اجازه دهد ، مگر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله كه خداى تعالى به او از قبل اجازه شفاعت در روز قيامت داده است و شفاعت مخصوص او و ائمّه عليهم السّلام است ، پس از آنها ديگر انبيا عليهم السّلام شفاعت مىكنند . « 1 » از امام باقر عليه السّلام در حديثى آمده است : از اوّلين و آخرين كسى
هامش
( 1 ) تفسير قمى : ج 2 ، ص 201 . صافى : ج 4 ، ص 219 .