وَ . . .
تا آخر » اظهار و آشكار نمود .
بدان كه تنزيل اين آيه درباره اهل سباست ، ولى تأويل آن دربارهى منافقين امّت محمّد صلّى اللّه عليه و آله است .
از ابى جعفر عليه السّلام وارد شده كه فرمود : در روز غدير وقتى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله دست على عليه السّلام را گرفت ابليس در بين لشگريانش فرياد كشيد ، فريادى كه در خشكى و دريا احدى از آنها باقى نماند مگر آنكه نزد ابليس آمدند ، گفتند : اى آقا و مولاى ما چه چيز تو را به صدا در آورد ؟ ما تا كنون فريادى از اين وحشتناكتر از تو نشنيدهايم ؟
ابليس به آنها گفت : اين نبىّ كارى انجام داده است كه اگر آن كار به اتمام برسد هيچ وقت خداوند مورد عصيان و نافرمانى قرار نمىگيرد .
لشگريان ابليس گفتند : او از هوا سخن مىگويد و يكى به رفيقش گفت : آيا نمىبينى چشمانش در سرش دور مىزند گويى كه ديوانه است ، مقصودشان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله است ابليس فريادى از طرب كشيد ، پس اوليا و دوستانش را جمع كرد و گفت : آيا ندانستيد كه من قبلا براى اغواى آدم بودم ؟ گفتند : بلى ، او پيمان شكست ولى به ربّ كافر نشد ، اينان نقض عهد كردند و به رسول صلّى اللّه عليه و آله كافر شدند .
وقتى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله قبض روح شد ، مردم غير على عليه السّلام را براى خلافت برگزيدند ابليس تاج ملك را بر سر گذاشت و منبرى نصب كرد ، با زينت و آرايش نشست ، سوارها و پيادههايش را جمع كرد ، سپس به آنها گفت : طرب و شادى كنيد ديگر خداوند اطاعت