اوّل است ، يا جمله مستأنف و جواب سؤال مقدّر است ، خبر به قرينهى قبلى محذوف است ، يعنى « لا يخفون » يا
« الَّذِينَ يُلْحِدُونَ »
و ممكن است خبر قول خداى تعالى
« أُولئِكَ يُنادَوْنَ مِنْ مَكانٍ بَعِيدٍ »
باشد .
وَ إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزِيزٌ
و آن كتاب با عزّت و تكريم است .
لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ
بعد از قرآن چيزى كه آن را باطل كند نخواهد آمد ، يعنى رسول و كتابى كه آن را نسخ كند نمىآيد ، يا چنين چيزى قبل از قرآن نيامده است ، يعنى كتابهاى پيشين مانند تورات و انجيل قرآن را باطل نكرده است .
وَ لا مِنْ خَلْفِهِ
دو وجه پيش در اينجا نيز جريان دارد .
تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ
اين جمله در مقام تعليل عدم بطلان است ، خواه جملهى مستأنفه و خبر مبتداى محذوف باشد ، يا حال يا خبر بعد از خبر باشد .
ما يُقالُ لَكَ
اين جمله جواب سؤال مقدّر است ، گويا كه محمّد صلّى اللّه عليه و آله گفته باشد : با آنان و آنچه كه در حقّ من يا در حقّ على عليه السّلام مىگويند چه كنم ؟ پس خداى تعالى جهت دلدارى رسولش فرمود :
آنچه كه در حقّ تو مىگويند در حقّ رسولان پيشين نيز گفته شده است .
إِلَّا ما قَدْ قِيلَ لِلرُّسُلِ مِنْ قَبْلِكَ إِنَّ رَبَّكَ لَذُو مَغْفِرَةٍ
خداوند بيشتر اقوال آنان را مىبخشد و آنها را به آنچه مىگويند مؤاخذه نمىكند ، پس تو به پيامبران پيشين تأسّى كن و مردم را ببخش .