زودا كه [ نتيجه و حقيقت را ] بدانند .
آنگاه كه غلها در گردنهايشان است ، به زنجيرها در آب گرم كشيده مىشوند . . . .
سپس در آتش [ دوزخ ] سوخته مىشوند .
سپس به آنان گويند آنچه در برابر خداوند شريك مىآورديد ، كجاست ؟ . . .
گويند از ديد ما گم شدند ، بلكه پيشتر هم چيزى را به پرستش نمىخوانديم ؛ بدينسان خداوند كافران را بيراه گذارد .
اين از آن است كه در روى زمين به ناحقّ شادى مىكرديد و از آن است كه فخر مىفروختيد .
از دروازههاى جهنّم وارد شويد ، كه جاودانه در آنيد ، جايگاه متكبران چه بد است .
پس شكيبايى پيشه كن ، كه وعدهى الهى حقّ است ، اگر بخشى از آنچه به ايشان وعده دادهايم به تو بنمايانيم ، يا جان تو را [ پيش از آن ] بگيريم ، در هر صورت به سوى ما بازگردانده مىشوند .
تفسير
هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ
به طريقه شمارش نعمتها نعمت ديگرى را ذكر نمود ، يا اين جمله در مقام تعليل قول خداى تعالى « نهيت » مىباشد .
مِنْ تُرابٍ
خداوند شما را از خاك آفريد ، كه تولّد مادّه نطفه حاصل نمىشود مگر از دانهها و حبوب نبات ، گوشت و شير حيوان و همه اينها از خاك حاصل مىشود .
ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ
هر سه لفظ « تراب » و « نطفة » و « علقة » را به صورت نكره آورد تا اشاره به اين باشد كه خاكى كه نطفه از آن حاصل مىشود بايد خاك مخصوص با كيفيّت مخصوص باشد كه با ساير عناصر ممزوج شده باشد و نطفهاى كه مادّه انسان مىشود بايد نطفه مخصوص باشد كه از ساير نطفهها جدا و ممتاز