تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 456

مساهمون:

ص٤٥٦
شده به نحوى كه گاهى اين را ترجيح دهد و گاهى آن را ، چه هرگاه مؤمن به شخصى دعاى خير كند ، ديگرى دعاى شرّ نمايد صورت دعاى اوّلى با لازمش گاهى ثابت مىشود و گاهى دعاى ديگرى با لازمه‌اش ثابت مىگردد ، آنگاه صورت تردّد در نظر ناظر ظاهر مىشود و دو صورت متقابل مىبيند ، اين تردّد را به خداى تعالى نسبت مىدهد ، چنانچه افعال قواى انسانى را به نفوس نسبت مىدهد و همچنين است نسبت بدا به خداى تعالى . گاهى اتّفاق مىافتد كه يك مكاشف از قبيل نبىّ صلّى اللّه عليه و آله يا ولىّ عليه السّلام به آن الواح اتّصال پيدا مىكند و بعضى از اسباب و مسبّبات را آنجا مىبيند ، منافى اسباب و مسبّبات را اگر در آنجا ثابت باشد نمىبيند ، چون نفوس خيالى بشرى از احاطه به همه‌ى آنچه در آنجا ثابت است در تنگناست . و در نتيجه از آنچه كه مشاهده كرده خبر مىدهد ، آنچه كه از آن خبر مىدهد واقع نمىشود ، در اين صورت نسبت بدا به الواح مىدهد و اين معنا از قصور نظر بيننده است و از آن جهت نيست كه آنچه واقع مىشود در آنجا ثبت نشده است . و آن مكاشف و بيننده نيز دروغ نگفته است ؛ چون از مشاهدات و ديده‌هاى خودش خبر داده است .
إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِي
چون عبوديّت مقتضى خروج از انانيّت و وابستگى و تعلّق به حقّ اوّل تعالى بود و اين وابستگى و تعلّق اقتضا مىكرد كه حقّ تعالى در وجود عبد