تحقيق مطلب اين است كه عوالم بعد از مقام غيب كه از آن تعبير مىشود كه از آن نه خبرى و نه اسمى و نه رسمى هست ، بعد از مقام واحديت كه از آن به مقام اسما و صفات تعبير مىشود و بعد از مقام فعل كه از آن تعبير به مشيّت مىشود . . . به وجهى شش عالماند ، به وجهى هفت و به وجهى هفتاد ، به وجهى هفتصد ، به وجهى هفت هزار ، به وجهى هفتاد هزار و به وجهى غير متناهىاند .
و حال هر عالم بالا نسبت به عالم پايين حال نفس است نسبت به قوا و مدارك آن ، مرتبهى عالم مثال از عالم طبع مرتبهى خيال انسانى نسبت به بدن و قوايش مىباشد .
پس همانطور كه قواى خيالى نفس از بدن خيالى و غير بدن خيالى متأثّر مىشود و بدان وسيله خيال تحت تأثير قرار مىگيرد ، تأثّر خيال عينا همان تأثّر نفس است همچنين عالم مثال از عالم طبع متأثّر مىگردد ، متأثّر عالم مثال عينا همان تأثّر نفوس كلّى است و تأثّر نفوس كلّى همان تأثّر عقول كلّى و تأثّر آن تأثّر مشيّت و آن عبارت از تأثّر إله است .
و همانطور كه نفوس بشرى بعد از تأثّر از بدنها و قواى آن قوّهى شوق و اراده را تحريك مىكند تا موذى را دفع و نافع را جذب كند همين طورست نفوس كلّى كه بعد از تأثّر قواى مثالى خيالى اسباب دفع موذى و جذب نافع را تحريك و تهيج مىكند به آنچه كه از آن متأثّر شده است .
و حوادث همانطور كه به سبب اسباب طبيعى زمينى پديد
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 454
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٤٥٤