مىآيند همچنين با اسباب الهى آسمانى و سببهاى آسمانى گاهى به سبب اسباب طبيعى تحت تأثير قرار مىگيرند و گاهى به محض تصوّر و اراده متأثّر مىشوند كه اسباب آسمانى مظاهر ارادهى خدا و افعال آن مظاهر افعال خداست كه هرگاه چيزى را اراده كند مىگويد شو ؛ مىشود بدون آنكه اسباب طبيعى در كار باشد .
عالم مثال مانند عالم خيال از احاطهى به همه مدركات در يك دفعه عاجز و در مضيقه است ، بلكه صورتها پشت سر هم و تدريجى بر او وارد مىشود و ادراكات به صورت جايگزين و يكى پس از ديگرى در آن تجدّد مىيابد ، روى همين جهت است كه ضرر يا خير ( نفع ) شخص در عالم مثال ثابت مىشود ، سپس از همان شخص يا غير او دعا محقّق مىشود تا ضرر دفع شود ، يا عملى و كارى صورت گيرد كه آن خير جذب شود .
پس صورت آن دعا يا آن عمل در عالم مثال واقع مىشود و صورت لازم دعا يا عمل نيز كه همان دفع ضرر يا جذب خير است در آن عالم واقع مىشود .
و هر چيزى را كه نفوس عالى كلّى يا جزئى تصوّر كنند صورت آن در اين عالم واقع مىشود خواه طبق جريان عادى و با اسباب طبيعى و خواه خارج از جريان عادى و از همين لوحهاى مثالى است كه بداء به خداى تعالى نسبت داده مىشود و نيز تردّد به او نسبت داده مىشود .
و تردّد عبارت است از ترجيح دادن يكى از دو چيز تصوّر
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 455
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٤٥٥