تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 374

مساهمون:

ص٣٧٤
كَسَبُوا وَ حاقَ بِهِمْ ما كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ
يعنى عمل و كارى كه استهزا قرار مىداند ، يا عذابى كه آن را به مسخره مىگرفتند .
فَإِذا مَسَّ الْإِنْسانَ
آنگاه كه به انسان زيان و ضررى برسد ما را فراخوانند آوردن اسم ظاهر به جاى ضمير جهت اشعار به اين است كه اين مطلب در فطرت و سرشت انسان است ، لفظ ( فاء ) براى سبب بودن ما بعدش نسبت به ما قبلش مىباشد . يا لفظ ( فاء ) اين جمله را بر جمله‌ى
( إِذا ذُكِرَ اللَّهُ
. . . تا آخر ) يا بر جمله‌ى
( لَوْ أَنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا )
عطف مىكند و دلالت بر ترتيب در اخبار دارد .
ضُرٌّ دَعانا
يعنى در هنگام سختى انسان ما را فرامىخواند ، چون فطرتش در آن هنگام ظهور مىكند و با حجابهاى وهم و خيال پوشيده نمىشود و نياز ذاتى فطرى چنين اقتضا مىكند كه به خداى تعالى وابسته گردد و به درگاه او تضرّع نمايد .
ثُمَّ إِذا خَوَّلْناهُ نِعْمَةً مِنَّا
يعنى آنگاه كه نعمت به او داديم و خيال انانيّت او بروز و ظهور كرد و حال تضرّع و دعاى خويش را فراموش كرد ، از ياد مىبرد .
قالَ إِنَّما أُوتِيتُهُ عَلى عِلْمٍ
وقتى به انسان نعمت عطا كرديم گويد اين نعمت باستحقاق به من عطا گرديد و منّت علم و آگاهى به كسب آن نعمت داشتم ، يا مىدانستم كه آن نعمت خواهد رسيد ، چون من فهميدم كه خداوند آن نعمت را به من خواهد داد ، كه من نزد او مكانت و منزلتى دارم .
بَلْ
بلكه چنين و آن نعمت را انسان خودش كسب نكرده ،